تبلیغات
آریـــان | یوسف ستاریان - مطالب ابر زرتشت
چهارشنبه 7 اسفند 1392

بنای زندگی ...

   نوشته شده توسط: یوسف ستاریان    




از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا كردی؟

گفت : چهار اصل


1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم

2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم


3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش كردم

4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم




برچسب ها: بنای زندگی ، زرتشت ، زردشت ،

جمعه 10 آبان 1392

زرتشت

   نوشته شده توسط: یوسف ستاریان    

زرتشت


به نام یزدان پاک

زرتشت پیامبری که مهربانی و صلح واندیشه پاک را در سرزمین آریایی مستقر کرد.
"به کردار،نیک اندیشید،به پندر،نیک اندیشید و به گفتار، نیک اندیشید."

سرود زرتشت از هزاران سال پیش در تاریخ جریان دارد.

"زرتشت در آن روشنی پاك و همانند امشاسپندان، از همان آغاز آفرینش به صورت " مینو" آفریده و پرداخته شد. تا دین را هم به اختصار و هم به تفضیل ، به تمامی بی آنكه چیزی از آن را فرو گذراند ، در جهان رواج دهد." 

"دینكرد پنجم"
از زمانی ازلی آن هنگام كه دیوان بد سیرت بر جهان مادی سیطره داشتند نوزادی از پورچست پدر و دغدو مادر قدم به عرصه خاك گذاشت. پیامبری كه مهربانی و صلح و اندیشه پاك را در سرزمین آریایی مستقر كرد. آن گرانمایه را زرتشت خواندند. 

به شهادت منابع زرتشتی و اساطیر ایرانی آمده زرتشت در ایران زمین زاده شده است. زندگی این پیام آور الهی مانند بیشتر پیامبران دیگر در هاله ای از ابهام و اسطوره است. آنچه از زندگی این سروش اهورایی به ما رسیده است چیزی میان اسطوره و واقعیت است. در مورد محل تولد وی روایت های بسیاری وجود دارد. برخی از محققان زادگاه او را كنار دریاچه چیچست" ارومیه" می دانند . اما گروهی دیگر اعتقاد دارند كه وی در" خراسان بزرگ " بدنیا آمد. اما آنچه مسلم است زرتشت در فلات ایران به دنیا آمد پیام سروش ایزدی را در همین خاك دریافت كرده است. 

به روایت های مذهبی زرتشتی، عمر جهان دوازده هزار سال است. سه هزاره نخست با زایش اهورامزدا و اهریمن از یك گوهر آغاز شد . در این دوران اهریمن هنوز دشمنی با اهورامزدا آغاز نكرده بود و اهورامزدا آفریدگان خود را به صورتهای اثیری می می آفرید. در پایان این سه هزاره اهریمن به قصد نابودی قلمرو اهورا حمله كرد اما در جدال با خیر مطلق شكست خورد و سه هزار سال در بیهوشی مطلق فرو رفت. در سه هزاره دوم كه هزاره خیر مطلق و خرد اهورایی است موجودات مرئی خلق می شوند. سه هزاره سوم با بازگشت اهریمن به همراه دیوان و جادوان به اقلیم اهورا برمی گردد و نزاع میان خیر و شر آغاز به مدت شش هزار سال آغاز می شود. زرتشت در آغاز چهارمین سه هزاره ظهور می كند. عناصر وجودی زرتشت در سه هزاره سوم از صورت مینوی به صورت انسانی گرد هم می آیند. 

به اعتقاد زرتشتیان، زرتشت مانند تمام انسانها از سه عنصر اصلی تشكیل شده بود: فره ، فروهر و جوهر تن . فره یا موهبت ایزدی كه تجلی آن نور است و از جانب اهورا مزدا به آدمی تفویض می شود. فروهر که همان روح است. پیش از تولد وجود دارد و با مرگ از بین نمی رود و اگر بازماندگان برایش هدیه ای بفرستند، خوشحال می شود. جوهر تن، صورت مادی یا جسم انسان است. در روایات و اشعار اوستا، آفرینش هركدام از این عناصر وجودی زرتشت به گونه ای اساطیری توصیف شده است. فره زردتشت، جزیی از اهورا مزدا از آغاز كیهان وجود داشت. پیش از زاده شدن جسمش بالاترین جایگاه " پردیس " كه مكان اهورا مزدا بود، قرار داشت.از آنجا خورشید و از خورشید به ماه و از ماه به ستارگان و از ستارگان به آتش خانه مادربزرگ مادری زرتشت وارد شد. به هنگام زاده شدن دغدو (مادر زردتشت) فره ایزدی به جسم او وارد شد و وجودش را غرق در نور كرد و او را تا هنگام زاده شدن زرتشت همراهی كرد. فروهر زرتشت در عالم " مینو" قرار داشت. برای انتقال آن امشاسپندان ساقه ای از گیاه مقدس هوم را به شكل مردی ساخت. فروهر زردتشت را در آن وارد كردند. این ساقه هوم توسط دو امشاسپند بزرگ یعنی بهمن و اردیبهشت در هنگام ازدواج دغدو و پورچست  (مادر و پدر زردتشت) به آن ها داده شد. 

جوهر تن، زرتشت نیز نزد اهورا بود . او آن روان را به سوی باد و ابر فرستاد و به صورت باران به زمین بارید. در پی بارش این باران ایزدی گیاهان فراوانی رویید . این گیاهان را گاو های پورچست خوردند و سینه هایشان پر از شیر شد. پورچست شیری كه روان زرتشت در آن بود را با شیره هوم مقدسی كه حامل فروهر بود در آمیخت و دغدو آن را نوشید و روح و روان زرتشت با فره همراه شد و كودكی زاییده شد كه زرتشت یعنی "دارنده شتر های سرخ مو" نامیده شد. 

زرتشت در چهل سالگی نخستین پیام سروش را دریافت کرد و از آن زمان به اشاعه عقاید خود پرداخت. او درون جامعه ای ظهور می كند كه مزدا پرستی در میان آریایی ها رواج داشت. زرتشت در گاهان خود را روحانی معرفی می كند. ظاهرا او پیش از آنكه با اهورامزدا یا خرد مطلق صحبت كند در سلك موبدان قرار گرفته بود. 
او در سی سالگی در جشن آغاز بهار برای نخستین بار یكی از امشاسپندان بزرگ یعنی بهمن را در قامت مردی بلند قامت ملاقات كرد و با او گفتگو كرد.او در مدت ده سال بارها بهمن را ملاقات كرد و به واسطه او به انجمن امشاسپندان راه یافت. در چهل سالگی نخستین ملاقات خود را با تجلی اهورا مزدا کرد و به او گفت: "منم آن كه از تو، برای این در آغاز برگزیده شدم."  "یسن 44 " همچنین گفت:" تا هرچند توش و توان دارم { مردمان } را خواهم آموخت كه دین راستین اشه را جویند. "

زرتشت را می توان به نوعی پایه گذار فلسفه در جهان دانست. در جهان بینی او جهان به دو بخش خیر مطلق و شر مطلق تقسیم می شود. آدمیان در میانه این خیر و شر مطلق قرار دارند.با این دید اهورامزدا، سرور اشه یعنی نظم ، راستی و عدالت، خدایی غیر مخلوق و موجودی ازلی و آفریننده هر نیكی است. در مقابل این خیر مطلق، شر مطلق قرار دارد كه مظهر آن اهریمن و كه تاریكی تجلی آن است. جهان عرصه نزاع این دو نیرو است ولی در نهایت این نور و روشنایی است كه پیروز می شود و نیكی سراسر جهان را فرا می گیرد. 
اساس اعتقادات زرتشت بر پایه تعالیم سه گانه پندار نیك ، كردار نیك و گفتار نیك بود: "یك پندار ، یك كردار و یك گفتار است ... یكی از آنان به روان دیگران نگران است؛ به پندار، نیك اندیشید، به گفتار، نیك اندیشید و به كردار، نیك اندیشید ... آنان كه آفرینش اهورامزدا را دادار مصور سازنده و نگهبان هستند." "زامیاد یشت" 

پس از ملاقات ذات یزدان، زرتشت آموزه های خود را آغاز كرد. نخستین كسی كه به او ایمان آورد " مدیوماه" پسر عمویش بود. هرچند در مورد زمان زندگی زردتشت بین پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد اما همه منابع بنا به روایت اوستا متفق القولند كه او آیین خود را به ویشتاسب، شاه كیانی عرضه كرد. به نظر می رسد این حامی زرتشت پدر داریوش شاه هخامنشی است. بنا به اعتقادات زرتشتی، ویشتاسب یكی از افرادی است كه در سپاه موعود زرتشت یعنی سوشیناس در آخر زمان به جنگ بدی و دروغ و مظاهر اهریمن می رود. 

زرتشت آموزه ها و اعتقادات خود را در قالب اشعار و نیایش ها می سرود. این اشعار و نیایش ها در زمان نرسی پادشاه ساسانی در قالب كتابی بنام اوستا گرد آوری شد. 
در اساطیر زرتشتی در مورد فرجام جهان، اسطوره ای وجود دارد، در گاتاها آمده است: زردتشت در دریاچه مقدس شنا كرد و سه تخمه خود را در آب نهاد . در آغاز هزاره اول دختری در آب چشمه شنا كرد و از تخمه زرتشت بار گرفت و هوشیدرهور زاده شد. در پایان این هزاره دومین دختر درون چشمه وارد شد و هوشیدر ماه را به دنیا آورد كه فرمانروای هزاره دوم است. در سومین هزاره موعود زرتشت(سوشیناس) ظهور كرد تا اهریمن را از جهان دور كند. سوشیناس به همراهی بزرگان آریانژاد، چون كیخسرو و اسفندیار، اهریمن و دیوان را از جهان دور کرد. 

در مورد مرگ زرتشت بیشتر منابع سكوت می كنند، اما روایتی وجود دارد كه در جنگی كه بین ویشتاسب، حامی زرتشت و ارجاسب ، از مخالفان و منكران دین مزدیسنی در گرفت، در سن هفتاد و هفت سالگی توسط "‌توربرادروش " به قتل رسید و روانش در مینو به اهورا پیوست.

آموزه های زرتشت به مدد فروهر پاک او جاویدان ماند و پاک اندیشی او در هزاران سال باقی ماند.او پیامبر مهر و رحمت وعدالت بود.از هزاران سال سرود او در تاریخ جریان دارد:"به کردار،نیک اندیشید،به پندر،نیک اندیشید و به گفتار،نیک اندیشید."





به دنیا بس همین یک افتخارم       که یک ایرانی والا تبارم

در پناه یزدان پاک


برچسب ها: زرتشت ،

پنجشنبه 24 مرداد 1392

زرتشت

   نوشته شده توسط: یوسف ستاریان    


« راه در جهان یکی است و آن را راستی است »


زندگی نامه ی زرتشت


درین نوشته بگونه ای کوتاه آورده می شود که زرتشت از چه و چگونه ساخته شد و برای چه پا بدین دنیا گذاشت و دلیل مبارزه اش چیست.

از انروز که اهریمن بد نهاد به جنگ با هرمزد آغاز کرد ، شش هزار سال گذشته بود و درین مدت، اهرمن دوبار با (آفات و دیوان و تاریکی و بیماری و درد و نیاز و خشم و دروغ) به جهان هورمزد کمین زده و آب و خاک و گیاه و حیوان و مردم را آزار کرده بود. در سه هزار سال سوم، هورمزد برای رهایی ازین آفت ها ، زرتشت را به این گیتی فرستاد و دین و آیینهای خود را به او سپرد تا مردمان را به سوی نیکی راهبری کند و جهان را به راستی و پاکی و آبادانی از شر و بدیِ اهریمن آزاد گرداند تا پیروزی هورمزد به انجام برسد. در پایان آن سه هزار سال، (رستاخیز) خواهد شد و بدی و زشتی و ناپاکی از میان بر خواهد خاست و دست اهریمن تا ابد از دامان آفریدگان اهورامزدا کوتاه خواهد شد و جهان، پاک و فرِ نخستین را باز خواهد یافت.

بنابر گفتارهای زرتشتی ، برای زادن زرتشت سه چیز از جهان بالا بهم پیوست: نخست، فره ی زرتشت که فروغ و شکوه ایزدی بود، دوم روان بود و سوم، تن. اینک بهترست به تشریح هریک ازین سه عنصر و چگونگی همگون شدن انها برای زایش اشو زرتشت پرداخته شود تا خواننده ای که بتازگی به کاوش در دین زرتشت علاقمند شده است بداند که خوشحالی و شگفتی زرتشتیان از زایش اشو زرتشت از چه روست.

فره ی زرتشت

فره ی زرتشت را اهورا مزدا از «روشنایی بیکران» که در «سپهر ششم» بود بنا کرد و از آنجا به خورشید و از آنجا به ماه و از انجا به سپهر ستارگان که در زیر سپهر ماه بود، فرود آورد. از «سپهر ستارگان» ، فره ی زرتشت به آتشگاه خاندان «فِراهیم روان زُیش» فرود آمد. از آن پس ، آتشگاه فراهیم بدون نیازمندی به چوب و هیمه ، پیوسته و با فروغ بسیار می سوخت. فراهیم نیای زرتشت شد و فره ی زرتشت از اتشگاه خانه در وجود زن فراهیم که فرزندی را آبستن بود داخل شد. پس از چندی زن فراهیم دختری بدنیا اورد که نامش را «دغدوا» یا «دغدو» گذاردند. دغدوا همچون دیگر کودکان رشد میکرد و چون فره ی ایزدی را در وجود خود داشت چون چراغ میدرخشید و نور می پراکند.

از دیگر سو، اهریمنان که از زادن زرتشت بیم داشتند ، وسیله انگیختند تا فراهیم و دیگر مردمان گمان کنند که دغدوا ازینرو انچنان میدرخشد که با جادوگران راه دارد. پس فراهیم فریب خورد و دغدوا را از خانه و قبیله ی خویش راند. دغدوا در مسیر آوارگی خود به قبیله ی «سپیتمان» رسید و در خانه ی سرور قبیله فرود آمد. پس از چندی دغدو با «پوروشَسپ»، فرزند رئیس قبیله ازدواج کرد. بدین گونه بود که فره ی زرتشت از خاندان فراهیم به خاندان سپیتمان و پوروشسپ، پدر زرتشت رسید.

روان زرتشت

روان زرتشت را هورمزد بگونه ی «ایزدان بهشتی» آفرید. پیش از آنکه زرتشت به جهان زیرین بیاید، روان وی در جهان بالا میزیست. چون زمان زادن زردشت رسید «بهمن» و «اردیبهشت» از ایزدان مینوی و یاوران هورمزد، ساقه ی بلند و زیبایی از گیاه «هَوم» را از سپهر ششم که جایگاه روشنایی بیکران است، برگرفتند و بزمین فرود آمدند و آنرا بر سر درختی که دو مرغ برآن آشیانه داشتند فرود آوردند.

«مار»ی به آشیانه راه یافت و چوجه ی مرغان را فرو برد. آنگاه ساقه ی هوم، مار را کشت و مرغکان را رهایی بخشید. آنگاه روزی پوروشسپ که تازه دغدوا را بزنی گرفته بود درپی گله به چراگاه رفت . در راه ، بهمن و اردیبهشت بر او آشکار شدند و او را بسوی درختی که ساقه ی هوم برآن بود رهبری کردند. پوروشسپ بیاری این دو مهین-فرشته، ساقه ی مقدس را بدست آورد و آنرا بخانه برد و بزن خویش سپرد تا آنرا نگاه دارد.

تن زرتشت

گوهرِ تن اشو زرتشت از «آب و گیاه» بدست «خورداد» و «امرداد» ، دو ایزد دیگر از یاوران هورمزد ساخته شد. خورداد، «ایزد آبها» ست و امرداد ، «ایزد گیاهان». پس خورداد و مرداد در آسمان، ابر انگیختند و باران فروانی بر زمین بارید. چارپایان و مردمان شاد شدند و گیاهان، تازه و خرم گردیدند. مایه ی تن زرتشت، که خورداد و امرداد در باران نشانده بودندش، با قطرات باران بزمین رسید و در دل گیاه جای گرفت.

آنگاه پوروشسپ براهنمایی خورداد و امرداد، شش گاو پرمایه برداشت و به چراگاه برد. گاوان از گیاهانی که مایه ی تن زرتشت در آنها بود خوردند. بزودی پستانهای گاوان پرشیر شد و مایه ی تن زرتشت به شیر انها آمیخت. پوروشسپ گاوان را بخانه برد و به دغدو سپردشان تا انها را بدوشد. آنگاه زن و شوی اش ، ساقه ی گیاه مقدس هوم را که بیاری بهمن و اردیبهشت بدست آورده بودند ، نرم کردند و در شیر آمیختند و از آن خوردند.

بدین گونه؛ روان زرتشت و مایه ی تن وی در وجود دغدوا با فره ی زرتشت گرد آمد و پس از چندی زرتشت برای راهبری دین و آیین هورمزد در ششم فروردینگان از مادرش دغدوا در کنار دریای چی چست ارومیه زاده شد.

زرتشت و ایین جدید

او بنیان گذار دین زرتشتی یا ایین مزدایی است.دانشمندان به این توافق رسیدند که زرتشت ۳۰۰سال قبل از اسکندر متولد شده است.زرتشت تقریبا هم عصر دو متفکر بزرگ دنیای قدیم یعنی بودا و کنفسیوس بوده است.این سه تن معتقد بودند که با پیروی کردن مردم از انها انسان را خوشبخت می کند و زرتشت دین خوشبختی را شکست بدی می دانست(پیروزی خوبی علیه بدی).کنفسیوس ان را در پیروی از عقل سلیم و بودا در وارستگی و بی نیازی درونی میدید.وتالس در یونان هم نیک بختی را در دانایی و داشتن روح کنجکاوی علمی میدانست.زادگاه زرتشت احتمالا در اذربایجان بوده و ابتدا در بخش های غربی ایران زندگی میکرده.او ابتدادر همان نواحی تبلیغ افکار و عقاید خود را کرد.اما پس از چندی محیط اذربایجان را ذبرای تبلیغ کیش و ایین خود مناسب ندید و به مشرق ایران رفت و در باکتریا یکی از ایالات مشرق زمین شروع به تبلیغ کرد .کوی ویشتاسب خداوند ایالت باکتریا از او حمایت کرد.ولی اشرافیان با زرتشت مخالف بودند.زیرا زرتشتطرفدار حقوق مردم ازاد بود به خصوص کشاورزان.وظیفه ی هر فرد دیندار این است که در جنگ اهورامزدا(خالق نیکی ها)و اهریمن (خالق بدی ها)با داشتن پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک به یاری اهورا مزدا برود و خوبی را پیروز کند.اما به غیر از مردمان نیک موجودات اسمانی هستند که در میان ان شش ایزد که بعد از زرتشت به انها نام مشترک (امشاسپندان)می گویند.در گات ها که قدیمی ترین بخش اوستا گوشوسورون (روح حیوان)از ظلم و ستم که به او می شود گله می کند. 

داستان زایش زرتشت

هر قوم و ملتی، جدای از روایت‌ها و منابع مستند علمی یا تاریخی، داستان‌ها و باورهایی نیز در سرگذشت زایش، زندگی و مرگ پیامبران و بزرگان خود دارد. هر چند كه چنین داستان‌هایی كمتر می‌توانند در پژوهش‌های علمی و تاریخی مفید باشند، اما اهمیت بیشتر آنها در بررسی احساسات و اندیشه‌ورزی و آرمان‌های مردمان پدید‌آورنده آن، نهفته است.

داستان زایش زرتشت، سرشار از اندیشه‌های زیبا و باشكوه و آشتی‌جویانه ایرانیان است. هیچ سخن و تفسیری نمی‌تواند خواننده را بیشتر از درك و دریافت خود از این داستان شگفت و آكنده از آفرینش‌های ناب هنری، یاری رساند. این نگارنده، داستان زایش فرخنده زرتشت را از اشاره‌های پراكنده‌ای كه در متون ایرانی بدان شده است را به كوتاه‌ترین شكل ممكن در اینجا می‌آورد:



واژه ای که زرتشت در اوستا (گاتاها) برای خدای یگانه به کار برده اهورامزدا است. در آغاز بیشتر نیایشها این عبارت به چشم می خورد: «خشنوتره اهورهه مزدا» یعنی به خشنودی اهورامزدا. در گاتاها گاهی اهورامزدا جدا از هم بکار رفته است؛ مثلاً در یسنای ۲۸ بند اول، مزدا آمده است. در بند هشتم همین یسن ابتدا اهورا و پس از چندین کلمه فاصله، مزدا آمده است. در بند ششم برعکس اول مزدا و پس از چند جمله، اهورا دیده می شود. در بند دوم مزدا-اهورا به کار برده شده است. در سراسر گاتاها هر جا، این دو واژه با هم آمده است، مزدا مقدم بر اهورا است. در یسنا ۲۸ بند اول زرتشت می گوید: « ای «مزدا» ! بهنگام نیایش با دستهای بر افراشته برای همه آفرینش سپند مینو خواستار رامش و پناه و شادمانیم».

چرا گاهی نام مزدا مقدم بر اهورا آمده و گاهی برعکس. و دیگر اینکه اردیبهشت و خورداد و امرداد و دیگر نامها چیستند یا کیستند که زرتشت به ستایش آنها می پردازد .

 در سایر بخشهای اوستا بر عکس گاتاها هر جا که این دو واژه با هم آمده، اهورا مقدم بر مزدا است البته در بعضی قسمتهای اوستا نیز مزدا اهورا آمده است. در سنگ نوشته های میخی نیز بیشتر اهورا مقدم بر مزدا می باشد. مسئله ی مهمی که هنگام خواندن گاتها ممکنست ذهن پژوهشگر را بخود مشغول کند اینست که چرا گاهی نام مزدا مقدم بر اهورا آمده و گاهی برعکس. و دیگر اینکه اردیبهشت و خورداد و امرداد و دیگر نامها چیستند یا کیستند که زرتشت به ستایش آنها می پردازد. پاسخ پرسش نخست را بعدتر خواهم داد اما در مورد پاسخ دوم ، یک دیدگاه اینست که آنها همان امشاسپندان و مقدسان بی مرگ هستند که بنوعی در حکم فرشتگانند در ادیان دیگر. اما بدیدگاه من این مسئله در اثر بدفهمی در ترجمه متون اوستایی و خوانش متن امروزین گاتها پیش می اید و بی توجهی به شعر-گونه بودن و سرود بودن گاتهای ابتداییست که باعث چنین بدفهمی هایی میشود. در ادامه چند مورد مرتبط دیگر بآن را که لازمست توزیح میدهم و دوباره بحث را (که گمان نکنم در یک یادداشت بگنجد) پی می گیرم.
«مزدا» در بعضی بندهای گاتاها به معنی حافظه و به حافظه سپردن و به یاد داشتن است. این واژه در سانسکریت مذش، به معنی دانش و هوش می باشد. بنابراین وقتی که مزدا برای خدا به کار برده شده است از آن معنی هوشیار و آگاه و دانا برداشت کرده اند. پس اهورا مزدا به معنی سرور دانا است. اهورامزدا خالق و داور همه ی چیزهای مادی و مینوی است. او با اندیشیدن همه چیز را هستی می بخشد پس در واقع او از عدم می آفریند و با خود تنهاست. هستی کل، بهیچ روی بوسیله نیروهای اهریمنی محدود نمی شود و هیچ چیزی قدرت مقابله با او و توانایی محدود کردنش را ندارد. او یک بیکرانه ی مطلق است. البته پس از اشو زرتشت، اندیشه ی رویارویی و مقابله ی نیروهای اهریمنی با اهورا مزدا نیز بذهن برخی راه یافت و باعث کج روی ها و بد فهمی هایی در دین شد که یک پژوهشگر امروزی بهیچ روی نباید دوباره مرتکب این اشتباه فاحش در فهم اهورامزدا شود بلکه باید بتعریف های خود اشو زرتشت در گاتاها استناد کند.

اهورا مزدا ؛ «سپنته مینیو» یعنی مقدس ترین روان و خالق همه چیز است. وی همچنین «وهومنه» یعنی منش و اندیشه نیک و «اشه وهشته» یعنی بهترین حقیقت دادگری است .

اهورامزدا خیرخواه بندگانش است و ستایش ایشان را می شنود. همچنین در یسنای ۴۴ آمده است که او خالق همه چیز است و همه چیز به او وابسته است. او همه چیز را می داند چراکه او «مزدا» است. زرتشت خدایش را می بیند و کلمات او را می شنود. او از خدا می خواهد تا با او سخن بگوید.

 اهورا مزدا ؛ «سپنته مینیو» یعنی مقدس ترین روان و خالق همه چیز است. وی همچنین «وهومنه» یعنی منش و اندیشه نیک و «اشه وهشته» یعنی بهترین حقیقت دادگری است. وی «خشثره ویرنه» بگویش امروزی شهریور یعنی شهریاری و پادشاهیست که باید انتخاب و برگزیده شود. «سپنته آرمیتی» است یعنی پارسایی مقدس. «هورتات» بگویش امروزی خورداد، جامعیت و رسایی و «امرتات» جاودانگی و بی مرگی است. او «اشه» یعنی راستی و درستی و قانون ایزدی و پاکی است و ۱۰۸ بار در گاتاها تکرار شده است کلمه «اشو» نیز از همین ریشه است که تنها برای زرتشت بکار رفته که اشون ترین اشونان است. وهومنه مرکب از «وهو» و «منه» به معنی خوب منش می باشد. کلمه خوب فارسی و «وهو» اوستایی همریشه اند. منش با «منه» اوستایی از یک ریشه است. وهومنه را به نیک نهاد و یا پاک سرشت می‌توان ترجمه کرد. وهومنه و یا «وهیشتومنه» هر دو دارای یک معنی است و تقریباً ۱۳۰ بار در گاتاها تکرار شده است. خشتره یعنی کشور و توانایی و خسروی، کلمه شهر و شهریاری هر دو از خشتر اوستایی است. «آرمئتی» به معنای بردباری و فروتنی و مهر و اخلاص است. هئورتات یعنی رسایی و سلامت و عافیت. «أ» در امرتات از ادات نفی است و مرتات به معنای مرگ است و در مجموع به معنای بی مرگی و جاودانی است. این کلمات را به ترتیب اردیبهشت، بهمن، شهریور، سپندارمزد، خورداد و امرداد می گوییم. نزد زرتشتیان این شش کلمه علاوه بر اسم ماهها اسم شش روز از سی روز ماه در تقویم ایشان است. همه ی این کلمات از مجردات است و صفات اهورامزدا است و نه چیزی جدا ازو و دارای اختیار. البته بعدها این مسئله برای برخی باعث بدفهمی شد بطوریکه این شش صفت را از خداوند جدا کردند و انها را در نظامی بسته قرار دادند و بصورت فرشته در اوردند. مثل ملائکه در تورات، بطوریکه تفکیک این دو از هم بسیار مشکل است و در خواندن گاتاها (بدلیل ترجمه ای بودن آن از متون اوستایی) باید بسیار توجه داشت.

کسیکه به ضد دروغ پرست با زبان و اندیشه و دست، ستیزگی کند؛ خوشنودی مزدا اهورا را به جای آورد .

ویل دورانت درباره صفات اهورامزدا با تکیه بر سخنان اشو زرتشت در گاتاها می گوید:

مقصود از این منش پاک، عقل انسانی نیست بلکه منظور حکمت الهی است، که تقریباً با لوگوس یا کلمه «الله» اختلافی ندارد و اهورامزدا آن را وسیله آفرینش کائنات قرار می دهد، زرتشت برای اهورا مزدا هفت جلوه یا هفت صفت بر می شمارد که عبارت است از: نور، منش پاک، راستی، قدرت، تقوا، خیر و فناناپذیری ولی پیروان وی چون به شرک و پرستیدن ربهای متعدد عادت داشتند، به این صفات رنگ اشخاص دادند و آنها را «امشاسپندان» یا قدیسان جاودانی نام نهادند و چنان معتقد شدند که این امشاسپندان زیر نظر اهورا مزدا جهان را می‌آفریند و بر آن تسلط دارند؛ به این ترتیب بود که یکتا پرستی عالی موسس این دین در میان مردم به صورت شرک درآمد؛ این کاری است که پیش از آن در دین مسیحی صورت گرفت. علاوه بر ارواح مقدس امشاسپندان، پارسیان به فرشتگان نیز معتقد بودند و چنان می پنداشتند که زن و مرد و خرد و کلان، فرشته نگاهبان خاصی برای خود دارد.

 
از نظر زرتشت تنها اهورامزدا شایسته پرستش است. همچنین در  (یسنا ۳۳، بند ۲)  می گوید: «کسی که به ضد دروغپرست با زبان و اندیشه و دست ستیزگی کند، خوشنودی مزدا اهورا را به جای آورد.» زرتشت عظمت و جبروت را مختص اهورامزدا می داند و او را آفریننده یکتا و خداوند توانا می داند. وی در یسنا ۴۴ با یک زبان شاعرانه سئوالاتی بنیادین را برای شناخت آفریدگار مطرح میکند:

 «از تو می پرسم ای اهورامزدا! کیست پدر راستی؟ کیست نخستین کسی که راه سیر خورشید و ستاره بنمود؟ از کیست که ماه گاه تهی است و گاهی پر؟ کیست نگهدار زمین در پایین و سپهر در بالا؟ کیست آفریننده آب و گیاه؟ کیست که به باد و ابر تند روی آموخت؟ کیست آفریننده روشنایی سود بخش و تاریکی، کیست که خواب و بیداری آورد؟ کیست که بامداد و نیمروز و شب قرار داد و دینداران را به ادای فریضه گماشت؟ کیست آفریننده  مهر و محبت آرمئتی؟ کیست که از روی دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نهاد؟»

اهورامزدا خالق و داور همه ی چیزهای مادی و مینوی است. او با اندیشیدن همه چیز را هستی می بخشد پس در واقع او از عدم می آفریند و با خود تنهاست .

پس از تمام این پرسشها زرتشت در پاسخ چنین می گوید: «من می کوشم  ای مزدا، که تو را به توسط خرد مقدس آفریدگار کل به درستی بشناسم.» او میکوشد انجام کنش شناخت را به بهترین وسیله ی شناخت یعنی وهومنی به انجام رساند که اول بار از دست اهورا دریافت داشته است. پس از فهم مسئله، اشو زرتشت با درخواست فوری «وهومنه» اقرار به دین می کند و برآن میشود تا دشمن حقیقی دروغ و حامی قدرتمندی برای «اشه» باشد تا تعادل و خوشبختی در جهان حکمفرما شود.


از این رو، با توجه به سخنان زرتشت در گاتاها، می توان اذعان کرد که او، به خدایی یکتا و قادری مطلق که خالق همه چیز است اعتقاد داشت. یعنی زرتشت هم توحید ذاتی و هم توحید خالقی را باور داشت.


برچسب ها: زرتشت ، زندگینامه زرتشت ، زردشت ،